- 04.21.12
- دستهبندی نشده
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
همه چیز خیلی ساده است اما ما ادما عادت داریم که همه چیز را سخت بگیریم، اعتقاد به وجودی که همیشه در زوایای مختلف زندگی ماست و گاهی وجودش را خواسته یا ناخواسته ندیده میگیریم و او هر بار خودش در گوشه ای نشان میدهد، بزرگ و نجیب و ساده و مهربان و بی هیچ توقعی و ادعایی. گاهی که دور میشوی می خواندت و گاه که نزدیکی نوازشت میکند، وقتی تنهایی درگوشه ای ارام منتظرت ایستاده و نظاره ات میکند و ارام به رویت لبخند می زند. هنگامی که مترود و متروک تنها افتاده ای به فریاد میخوانی اش و او ارام و صبورانه در اغوشت می کشد و تو بلند فریاد اشک و فریاد را در میشکنی. او همیشه این جاست و همیشه میکوشد که به تو نشان دهد تو تنها نیستی، چشمهایت را بگشا و او را در برگیر.
بی پایان و مهربان مرا به من حتی لحظه ای هم وامگذار.
۲۸ اپریل ۲۰۱۲، ۱۲ و ۲۸ دقیقه بعد از ظهر– بهار ۱۳۹۱، مانتری